شجاعت خارج از محدوده بودن
درختان نحیف در کنار یکدیگر..
قدیمی و به قدمت سنگ ها..
عزاداران عاشقی که بی سرانجام و طرد شده هستند..
همگی تا ابد...
باید رنجشان، آرام بزرگ و بزرگتر شود..
چندین بار نور ماه به این دریاچه های سیاه تابیده است؟
میتوان اندوه کسانی که از زندگیشان دست کشیده اند را شنید؟

آه که چقدر مُسن هستند..
به سبب اندوهی بی پایان برهنهاند..
یک فلاکت بسیار قدیمی!
این زیباییهای دردناک ِ کهنه...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰ ساعت 3:54 توسط ḿØß¡Ŋ
|
A Fine Day To Exit